Wednesday, March 25, 2009

فال حافظ امشب من

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید *** وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست ***فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید

ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز ***که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید

ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد*** هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید

مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب*** به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید

چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد ***که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید

من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت*** که پیر باده فروشش به جرعه‌ای نخرید

عجایب ره عشق ای رفیق بسیار است ***ز پیش آهوی این دشت شیر نر برمید

بکوی عشق منه بی دلیل راه قدم ***که گم شد آنکه در این ره به رهبری نرسید

خدایرا مددی ای دلیل راه حرم ***که نیست بادیه عشق را کرانه پدید

بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب ***که رفت موسم و حافظ هنوز می‌نچشید

0 Comments:

Post a Comment

<< Home