Thursday, July 05, 2012


پوپولیدز
شب و ماه و تنهایی و قلیان
یاد دوستت دارم ها و پدربزرگ
 فراموشی اندیشه ام با سهراب که

در هوای دوگانگی ؛ تازگی چهره ها پژمرد
بیایید از سایه - روشن برویمُ
بر لب شبنم بایستیم
و اگر جای پایی دیدیم , مسافر کهن را از پی برویم
برگردیم  و نهراسیم , در ایوان آن روزگاران , نوشابه جادو سرکشیم
...
نزدیک ما شب بی دردیست , دوری کنیم
کنار ما ریشه بیشوری است , برکنیم
و نلرزیم , پا در لجن نهیم , مرداب را به تپش درآییم
...
برویم , برویم , و بیکرانی را زمزمه کنیم

0 Comments:

Post a Comment

<< Home